خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر خدا بنماید جمال بی برزخبسوز سینه بسوزیم چنگل هر شخ
۲
حدیث دنیی و عقبی بنزد اهل وصالنگر که هست بسرد فسرده تر از یخ
۳
بجام باده صافی به بین جمال حبیبز دست ساقی گلگونعذار سیب زنخ
۴
بجای مردم چشم است یار دردیدهمیان ما و صنم کرده او دو صد فرسخ
صفحهٔ ۱ از ۴