شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از لعل یار باده ما خوشگوار شدشکر خدا که مستی جان بیخمار شد
۲
روز ازل که گفت الست و بربکمگفتیم ما بلی و خدا آشکار شد
۳
تا دل شنید زمزمه یار را ز جانافغان و ناله اش بیکی صد هزار شد
۴
بر باد رفت آن گل سیراب سرو قدعالم ز اشک و گریه ما نوبهار شد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth