خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون تو میدانی ز درد ما مپرسحاضری از ناله شبها مپرس
۲
گردن جانها بزلفت بسته ایاز جنون و شورش و سودا مپرس
۳
مردم چشم منی در چشم خونوز سرشک دیده دریا مپرس
۴
چون بدیدی چشم و روی زلف یاردم مزن از فتنه و غوغا مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳