خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
او را بدو چشم او در ز دیده همی بینشتا لذت جان یابی از شیوه شیرینش
۲
در گلشن روی او چون باد صبا هر دممیبوی و بهم میچین از سنبل و نسرینش
۳
در آینه جانها آنمه رخ خود بیندما نیز عیان دیدیم در آینه آئینش
۴
جان همچو نسیمی شد ز اندیشه زلف اوتا همچو صبا رفتم در بستر و بالینش
صفحهٔ ۱ از ۴