شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوختم از آتش رخسار مه رویان چو شمعدر میان آتشم با دیده گریان چو شمع
۲
آفرین بر سوز و ساز ما که شبها تا بروزشمع گریان است و ما را دولت خندان چو شمع
۳
خانه روشن گردد و جانم شود روشن چو ماهگردرائی از در تاریک درویشان چو شمع
۴
راه وصلت بازیابم در شب زلف سیاهگر کند بر من شبی روی تو نور افشان چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth