خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بحسن خود شد او دلدار عاشقکه آنرا نیست جز او یار عاشق
۲
گهی لیلی شدی و گاه مجنونگهی عذرا شدی و گاه وامق
۳
چه اول قل هو الله و احد خواندبوحدت در نمی گنجد خلایق
۴
ز زلف و روی او بشکفت در باغگل صد برگ و ریحان و شقایق
صفحهٔ ۱ از ۲