خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو مه دیدم شبی دیدار عشقبود خورشید و فلک ز انوار عشق
۲
مصطفی الجار ثم الدار گفتجمله ذرات از این شد جار عشق
۳
کل یوم هو فی شأن آیتی استهست ذات پاک او در کار عشق
۴
خنده زد بر گریه ام مانند برقتا بدیدم چشم گوهر بار عشق
صفحهٔ ۱ از ۲