خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی آن ماه چو خورشید عیانست ای دلتا نگویی که ز ذرات نهانست ای دل
۲
معنی هست که گفتند علی صورتهدر جهان صورت حق جان جهانست ای دل
۳
کنت کنزا که بیان کرد چه معنی داردیعنی انسان شد و خود گنج روانست ای دل
۴
کل یوم هو فی شأن بیانی است بدانگاه او پیر بود گاه جوانست ای دل
صفحهٔ ۱ از ۲