خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از روی حسن معنی جانرا بتی است مایلزانرو نگشت هرگز از روی حسن زایل
۲
نزد توجمله خوبان چون ذره پیش خورشیدبر عجز خویش هستند ذرات جمله قایل
۳
تا چشم بد نبیند روی نکوی او راطومار زلف گردید درگردنش حمایل
۴
رمز رأیت ربی در احسن صور بودخورشید و ماه از آن شد حیران آن شمایل
صفحهٔ ۱ از ۲