شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من درد کش باده صهبای الستمتا شام ابد نیز نه مخمور و نه مستم
۲
تا ساقی وحدت می عشقم بقدح ریختاز کشمکش دنیی و از خویش پرستم
۳
شیدائی عشقم من و رسوائی جانانبا حور و بهشت و ورع و زهد به بستم
۴
درمدرسه و صومعه بس عمر بشد صرفجائی نرسیدم من و آن بوده که هستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth