خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبرا جانب ارباب وفا بگشا چشمکه مرا از رخ زیبای تو شد بینا چشم
۲
تا بر آریم ز وصل تو در از بحر وجوددارد از گریه پنهان دل و هم دریا چشم
۳
تا به بیند نظر پاک بصد دیده تو رادر تماشای تو گشتیم ز سر تا پا چشم
۴
نظری کن که همه بر مه رویت دارندآدم از پستی خاک و ملک از بالا چشم
صفحهٔ ۱ از ۲