خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لن تنالوا البر حتی تنفقوایعنی جان در باز اندر راه او
۲
نفقه کن جان و دل دنیا و دینخویش را بر خاک افکن سر نکو
۳
فانی مطلق شو معدوم شونیستی با هستی آمد روبرو
۴
وجه باقی باشد و فانی شودهم خیال و اعتبار و رنگ و بو
صفحهٔ ۱ از ۲