شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۲۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به گرد گل ز سنبل زلف پیدا کرده‌ایماه تابان را نهان در نیم‌شب‌ها کرده‌ای
۲
غنچه را تا در تبسم همچو گل بگشاده‌ایبلبل روح مرا صد گونه گویا کرده‌ای
۳
ای که از فرط بزرگی می‌نگنجی در جهاندر دلم کان قطرهٔ خونی است چون جا کرده‌ای
۴
بر زمین انداختی در ره لعابی از دهانخطه اموات را در یک دم احیا کرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth