خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در تو حیرانم که چونم ساختیچار عنصر را بهم پرداختی
۲
وز دل و ز دیده ی ما ای حبیبخویشتن را دیده و بشناختی
۳
قلب مؤمن گفته عرش من استآمنی و عرش را بنواختی
۴
خود شراب و شاهد و ساقی شدیزان چو شمعم در میان بگداختی
صفحهٔ ۱ از ۲