خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جوانی نه همی کرده غمت پیر مراکرده عشق رخ تو صورت تصویر مرا
۲
ز ابرو ومژه گرفته است چرا تیر وکمانگر نخواهد که کندترک تو نخجیر مرا
۳
وصل دلبر دل من خواهد وبیند همه هجرپیش تقدیر خداوند چه تدبیر مرا
۴
غم ندارم ز بدونیک وکم و بیش که نیستغیر تسلیم ورضا چاره ز تقدیر مرا
صفحهٔ ۱ از ۲