خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گمانم اینکه دل دوست نیست مایل ماکه روزگار نگردد به خواهش دل ما
۲
به غیر حسرت و اندوه ودرد ورنج وتعبز زندگانی دنیا چه بوده حاصل ما
۳
ملک به تربت ما سجده گر برد نه عجبکه عشق دوست عجین گشته است درگل ما
۴
هم از پیام توآسوده گشته خاطر ماهم ازکلام تو آسان شده است مشکل ما
صفحهٔ ۱ از ۲