خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون به غم خو کرده دل شادی نمی خواهیم مادل چودر بند است آزادی نمی خواهیم ما
۲
گشته ام از بخت بد در وادی هجران اسیرغیر جانبازی در این وادی نمی خواهیم ما
۳
ما که خوداز تیشه غم این چنین ویرانه ایمتا جهان برپاست آبادی نمی خواهیم ما
۴
هر که می بینی امید فیض دارد از کسیجز فیوضات خدادادی نمی خواهیم ما
صفحهٔ ۱ از ۲