خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه چوبالای توسروی بود اندر چمنانه کشدفاخته اندر چمن افغان چومنا
۲
به سراغ قدچون سرو توگر نیست زچیستفاخته اینهمه کوکو زند اندر چمنا
۳
غنچه لعل تو را دیده همانا که زندچاک هر صبحدم از عشق تو گل پیرهنا
۴
منکر نقطه موهوم نمی گشت حکیمگر که می آمد ومی دید که داری دهنا
صفحهٔ ۱ از ۳