خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما گنهکار وتوغفار گناهی چه غم استما خطا پیشه توما را چوپناهی چه غم است
۲
ز این غمینم که به من هیچ نداری سر لطفشادم ار لطف کنی گر به نگاهی چه غم است
۳
تن چونکاه من از آتش هجر تو بسوختسوزد از شعله برق ار پر کاهی چه غم است
۴
من سیه بخت نبودم به جهان بخت مراگر سیه کرده چوشب چشم سیاهی چه غم است
صفحهٔ ۱ از ۲