خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتشی کز توگلستان من استچاه و زندان تو بستان من است
۲
زخم کز تیغ توباشد مرهم استدرد کزعشق تودر مان من است
۳
هر چه آید ز تو ای دوست نکوستاجل گرگ تو چوپان من است
۴
من ندارم خبر از مذهب ودینعشق رخسار تو ایمان من است
صفحهٔ ۱ از ۲