خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب لعل تویاقوت روان استکزواشکم چو یاقوت روان است
۲
نبینم چون دهانت درمیان هیچمگر وصف دهانت درمیان است
۳
به شکر خنده دندانت عیان شدوجودی درعدم دیدم نهان است
۴
چو دیدم چشم وابروی توگفتمکه ترکی مست در دستش کمان است
صفحهٔ ۱ از ۲