شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این صنم کیست که غارتگر ایمان من استدل و دین از کف من برده پی جان من است
۲
چند بیمم دهی از محنت محشر زاهدبه خدا روز قیامت شب هجران من است
۳
گل‌رخا غنچه‌لبا سروقدا کچ‌کلهاراستی روی تو غارتگر ایمان من است
۴
لب لعل شکرین تو چو جان شیرین استلیک افسوس که دور از لب ودندان من‌ است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth