شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به زلفت پیچ وخم افتاده استدر دلم اندوه و غم افتاده است
۲
بینم اندر بینی و ابروی تومعنی نون والقلم افتاده است
۳
دل مرا در چنگ زلفت همچو چنگدر فغان زیر و بم افتاده است
۴
خال بر رخسار تو یا هندوئیدر گلستان ارم افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth