خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس نگوید ختن وتبت وتاتاری هستبه کف صبحدم از زلف تو تا تاری هست
۲
نه بجز ذکر تو در روز وشبم کاری هستنه به جز فکر تو در سال و مهم کاری هست
۳
می توان گفت که دارد ز دل من خبریهر کجا درقفسی مرغ گرفتاری هست
۴
نتوانم که تو راهمدم غیری بینمگرچه هر جاست گلی همره او خاری هست
صفحهٔ ۱ از ۳