خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم که درد دارم گفتا دوا دهیمتگفتم علیل و زارم گفتا شفا دهیمت
۲
گفتم که شدجدایی سر بار بینواییگفتا مدار اندوه برگ ونوا دهیمت
۳
گفتم که چون دهانت هیچم نمانده دیگرگفتا که هر چه خواهی در هر کجا دهیمت
۴
گفتم ز جان به تنگم با بخت خود به جنگمگفت ار صلاح دانی صلح وصفا دهیمت
صفحهٔ ۱ از ۲