خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو شاه حسنی و داری ز مشک بر سر تاجبگیر از همه دلبران عالم باج
۲
دلم پی طلب بوسی از لبت خون شدخدا کندکه نگردد کسی به کس محتاج
۳
سواد طرهٔ تو برده ز آبنوس گروبیاض گردن تو طعنه می زند بر عاج
۴
خبر ز حال دل من به زلف تو گردداسیر چنگل شهباز اگر شود دراج
صفحهٔ ۱ از ۳