خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون به دل از بوی مویت نافه تاتار داردنافه تاتار کی مشکی چومویت بار دارد
۲
خال رخسار تورا خوانم خلیل الله زیراکاندر آتش رفته وآتش را به خودگلزار دارد
۳
ترک چشم مستت از مژگان به کف بگرفته خنجرنه همی با ما که جنگ او با در و دیوار دارد
۴
نسبتی نبودبه سرو وماهت از رخسار وقامتسروکی چالش نماید مه کجا گفتار دارد
صفحهٔ ۱ از ۳