خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبر آن نیستکه رخسار چوماهی داردیا به رخسار چومه زلف سیاهی دارد
۲
نیز عاشق نبود هر که بودخونین دلیا به رخ اشک و ز سوز جگر آهی دارد
۳
صاف وشفاف نه هر دانه که شد باشد درنیست غواص هر آنکس که شناهی دارد
۴
نتوان گفت که مرد است و یا عالم علمهر که عمامه به سر یا که کلاهی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲