خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ مرغی در قفس چون منگرفتاری نداردبختی مستی چومن هرگز گرانباری ندارد
۲
دلبری دارم تعالی الله که در حسن است یکتادلبری دارد ولیکن رسم دلداری ندارد
۳
تا پرستارم شودبیمار گشتم همچوچشمشچون نکو دیدم به حال من پرستاری ندارد
۴
سرخ روئی نیست او را در بر عشاق بی دلهرکه خون از دیده بر رخسار خود جاری ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲