خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هجر یار از بس دل زار مرا پردرد کرداشک چشمم را چنین سرخ ورخم را زردکرد
۲
مرد را پروای مردن نیست اندر راه عشقمرد می باید به درد عشق و خود رامرد کرد
۳
سودمندم نیست گلقندم دهی چند ای طبیبباید از لعل لب دلبر علاج درد کرد
۴
کن علاج از نوشداروی لب لعلت مراکانچه با من تیغ ابرویت نباید کردکرد
صفحهٔ ۱ از ۲