خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان و دل گفتند جانان قیمت یک بوس کردمن دل وجان دادمش آخر مرا مأیوس کرد
۲
هرکه بر رخسار دلبر زلفمشکین دید گفتپادشاه زنگ کی تسخیر ملک روس کرد
۳
خونش روش تر خویشتن را در روش از کبک ساختجلوه گر خود را به خوبی خوشتر از طاووس کرد
۴
گر دلم در عاشقی دیوانه شد شادم که یاربرد در زنجیر زلف پرخمش محبوس کرد
صفحهٔ ۱ از ۳