شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سزد بلبل به گل گر در گلستان هم نفس باشدچرا پس جان من در تن گرفتار قفس باشد
۲
چومرغی کز قفس باشد هوای گلشنش بر سربه سیر عالم علوی مرا در دل هوس باشد
۳
ز جان منچه سزد کاین چنین شد پای بست تنبه مستی فی المثل ماند که در قیدعسس باشد
۴
ز جسمانی علایق دمبدم کاهد همی جانمچو حلوایی که گردش روز وشب مور ومگس باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth