شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا کن کرم از باده به من جامی چندتا به مستی گذردعمر من ایامی چند
۲
ناصحان منع کنندم که مده دل به کسیچه بگویم من دلسوخته با خامی چند
۳
به سؤالم لب شیرین به تبسم بگشایگوجوابی همه گرهست به دشنامی چند
۴
مرغ دل رفت پی دانه خال رخ توشد گرفتار به گیسوی تو در دامی چند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth