شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا خیز و ده از باده به من جامی چندکن مرا هست و ز خود بی‌خبر ایامی چند
۲
زاهدان منع من از عشق رخ دوست کنندمن دل‌سوخته در آتشم از خامی چند
۳
به من دلشده‌ای پادشه کشور حسنبده از لعل شکربار خود انعامی چند
۴
دلم از دیدن چشم و لبت آرام گرفتهمچو اطفال که از شکّر و بادامی چنند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth