خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست بر گیسو چودلبر می زندهر که بینی پا به عنبر می زند
۲
چنگ بر دل می زند زلفش چنانکپنجه شاهین بر کبوتر می زند
۳
ترک چشم مست خونریزش مدامبر دلم از مژه خنجر می زند
۴
نام مژگانش چوآرم برزبانهر سوموئیم نشتر می زند
صفحهٔ ۱ از ۲