خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک من مست چوشد طرف کله بر شکندساقیا کن حذر آن وقت که ساغر شکند
۲
ساتکین وقدح وبلبله وشیشه وجامهمه را بر سر هم ریزد ویکسر شکند
۳
دلبران دل شکنندآن بت کافر گه دلگاه پهلو وگهی سینه وگه سر شکند
۴
چنگ در زلف خودازخشم زند از پی جنگرونق از مشک برد قیمت عنبر شکند
صفحهٔ ۱ از ۲