شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرده را از روی خود انداخت یاروزنگاهی کار ما را ساخت یار
۲
بود شب تاریک ومن گم کرده راهدستگیرم شد مرا بشناخت یار
۳
دل چو سیم و خودچو زر بیغش شدمبسکه درکوره غمم بگداخت یار
۴
نیست دل را غیر تسلیم و رضابر سر دل هر چه آرد تاخت یار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth