خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر زمان بر دل ما می کنی آزار دگرجز دل آزاری ما نیست توراکار دگر
۲
نتوان داد زآزار تودل را تسکیننتوانم که دهم دل به دل آزار دگر
۳
گلرخی غنچه لبی سروقدی سنبل مویبا وجود تو ندارم سر گلزار دگر
۴
هست درشهر چو من عاشق دلداده بسینیست در دهر ولی همچو تو دلدار دگر
صفحهٔ ۱ از ۳