شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبری دارد آن قمر که مپرسعشقش آرد چنان به سر که مپرس
۲
نه همی برده دل زمن که مراخون چنانکرده درجگر که مپرس
۳
تیر از مژه چون زندپیششسینه سازم چنان سپر که مپرس
۴
هر زمان کو زند شکرخندیریزد ازلب چنان شکر که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth