شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی دگر شراب به جام از سبو مریزمستم ز چشم تو میم اندر گلومریز
۲
ناسورکرد زخم دل من ز بوی توبا شانه مشک این همه از چین مومریز
۳
رحمی به بلبل آور ودرگلستان مرواز رنگ وبوی خویش ز گل رنگ وبو مریز
۴
از زلف دل ز پیر وجوان بیش از این مبرچوگان خویش را ببر این قدر گو مریز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth