خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواه اندر کعبه باش وخواه در بتخانه باشهرکجا باشی به یاد آن بت جانانه باش
۲
گفتمش شمع رخت چون برفروزد چون کنمگفت بهر سوختن آماده چون پروانه باش
۳
گفتمش رخ چون پری داری وچون زنجیر زلفگفت اگر دانسته ای هست این چنین دیوانه باش
۴
گفتمش خواهم که در زلفت رهی پیدا کنمگفت دردست غمم دل ریش تر از شانه باش
صفحهٔ ۱ از ۲