شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف تو چو دودآمد وچهر تو چوآتشو از آتش ودود تو دلم گشته مشوش
۲
جان ودلوهوش وخرد وصبر وتوانممی بود وربود از کف من خال توهر شش
۳
ماهی به رخ اما نبود ماه زره پوشسروی به قد اما نشود سروکمان کش
۴
بینی ودو ابرو ودوچشم تو برددلاسمی بود اعظم ز چپ وراست منقش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth