خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه را گم گشته دل پیدا کنش در زیر زلفمختصر گویم مطول آمده تفسیر زلف
۲
چهر وزلفت را هر آنکس دیدرفت از کف دلشهم دل وهم جان فدای آنچه داری زیر زلف
۳
سر بزن از زلف خود اما دگر دستش مزنز یور رخ را اگر خواهی کنی تعمیر زلف
۴
هم قلم سر بشکند خود را وهم انگشت منچون قلم گیرم به انگشت از پی تحریر زلف
صفحهٔ ۱ از ۲