خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الامان از عشق و از آزار عشقسوختم سر تا بهپا از نار عشق
۲
شددلم خون وز چشمم شد برونآفرین برعشق و بر کردار عشق
۳
رگ زند لیلی ز مجنون خون رودعقل حیران گشته اندر کار عشق
۴
نیست جز مردن دوای درداوهرکه در عالم شود بیمار عشق
صفحهٔ ۱ از ۳