شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم که عاشقم من وز این گفته ام خجلزیرا که عاشقی نبود کار آب وگل
۲
عاشق تنی بود که نه دل خواهدو نه جانعاشق کسی بود که نه جان دارد ونه دل
۳
ای ترک مه جبین من ای لعبت ختاوی شوخ نازنین من ای دلبر چگل
۴
باشد مرا ز عشق توداغی به دل دگرداغی به روی داغ من ازهجر خودمهل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth