شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه من به عشق تو امروز خسته وزارمکه کرده اندبه روز ازل گرفتارم
۲
بگفتم از پی خوبان دلا مروگفتاگمانم اینکه یقین کرده ای که مختارم
۳
مگر به دست من است اختیار من بگذارکه تا بسوزم و سازم کنی چه آزارم
۴
به دست هیچ کسی اختیار کاری نیستتوگرخبر نیی از کار من خبر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth