خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال رویتوبیرون نمی رودزدلمبلی به عشق تو آمیخته است آب وگلم
۲
اگر که رشته عمر مرا ز هم گسلیگمان مدار که پیوند دوستی گسلم
۳
غیاب روی تو بامن چه می تواند کردکه درحضور تو گوئی نشسته متصلم
۴
بهای بوسه زمن جان ودل چه می طلبینه جان ز عشق تو دارم نه دل مکن خجلم
صفحهٔ ۱ از ۲