خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از فراقت نه چنان تنگ دلمکه توان گفت چه سان تنگ دلم
۲
به چه سان تنگ بود دیده مورتنگ گردیده چنان تنگ دلم
۳
گر به محشر ببرندم به بهشتبی تو درقصر جنان تنگ دلم
۴
با همه تنگ دلی کوه غمیجای بگرفته در آن تنگ دلم
صفحهٔ ۱ از ۵