خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه از وصل تو دلشادم نه در هجر تو غمگینمخیال عشق رویت کرده از بس عاقبت بینم
۲
به امید وصالت در فراقت شاد و مسرورمز تشویش فراقت در وصالت زار و غمگینم
۳
مرا تا بت پرستی گشته از عشق رخت آئیننه پروا دیگر از کفر است و نه اندیشه از دینم
۴
شبی درخواب دیدم میکنم با طرهات بازیشدم بیدار و بوی مشک میآمد ز بالینم
صفحهٔ ۱ از ۳