خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پادشاه خوبان رحمی بر این گدا کناز مکرمت دلم را از قید غم رها کن
۲
من خسته وغریبم شد درد و غم نصیبمگفتی که من طبیبم درد مرا دوا کن
۳
ما را نبود گاهی جز درگهت پناهیاز مرحمت نگاهی گاهی به سوی ما کن
۴
با مهر وبا وفائی با هر دل آشناییاز ما چرا جدائی دوری مکن صفا کن
صفحهٔ ۱ از ۲